

خدايا !
بحران زده ام ، نمي دانم به كجا رو كنم ! به چپ و راست رو مي كنم ،
به پس و پيش و فقط ظلمت را مي بينم. به درون رو مي كنم ،
ستاره اي مي بينم خدايم ! تو آن ستاره اي ، و اگر تو با مني ، درون من ، كنار من ، هيچ نيرويي در اين دنيا نمي تواند مرا شكست دهد.
هر چه جلال است، از آن توست! خدايم ! حتي اگر در هياهوي روزمرگي
تو را از ياد ببرم ، تو مرا فراموش نخواهي كرد
تو در تمامي مشكلات و دشواري هاي زندگي ،نيرو و اقتدار مني خدایم!
راهي نمي بينم و آينده پنهان است اما مهم نيست ،
همين كافي ست كه تو همه چيز را مي بيني.
پس ای شنونده دعاهای من ! ای آنکه بی پاسخ نگذاشته ای هر آنچه خواستم!
ای آنکه هنوز هم معجزه می کنی! ای آنکه شرمسارم از آن چيزی که به من دادی
و من ندیدم و شکرت نکردم!ای نگاهدارنده مسافران غریب عرفانت! ای موسیقی بی کلام عشق!
ای رود زلال روح من! ای خداوند شایسته خداوندی !
اي خجسته !ای صاحب انسان و مَلَک!ای قدرت مطلق کائنات!
ای خدای کوه، خورشيد، دنيا، گُل، پروانه، شبنم!
تو را قسم به وصف بی پايانت!تو را قسم به لحظه دعا!تو را قسم به لحظه توبه!
تو را قسم به لحظه گریه!تو را قسم به لحظه ای که دلم شکست!
خداوندا ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده نه به عدالتت چرا که رسوای جهانيم!
خداوندا مرا در اوقات تنهايي و نيازمندي تنها مگذار اي رحيم و بخشنده !
خداوندا به نجات من هم بيا. مرا موهبت آن بخش كه در تو زندگي كنم پيش بروم
و نفس گسيخته را بكشم مباد كه از ياد ببرم تو پناه و آسايش من هستي!
خداوندا نگذار از تو بخواهم، بيشتر از آنچه که داده ای! یا لطیف!
هم اکنون که دست به بالا آورده ايم و از اعماق دل در کران
کهکشانها بر وجود لایتناهیت دعا میکنیم و با تمام کوچکی خود ،
خداوندیه بی پایانت را بانک می زنیم بر ما اجابتی کن
این دعا را!
آمین
بگذاريد فراموش كنم
آن شب سرد زمستاني را
كه مرا بيوه ديدار تو ساخت
بگذاريد فراموش كنم
حسرت لحظه آغوش تورا
عطش عشق فراموش تو را
بگذاريد فراموش كنم
ساحره مردي را
كه مرا مست نگاه خود كرد
و به آتش زدو ويرانم كرد
بگذاريد فراموش كنم
من هنوزم با درد در غم
و سوز و گداز حسرت
و آهي سرد منتظر مي مانم
بگذاريد فراموش كنم
دختري دل بست
و به اميدش نرسيد
او ندانست كه عشق صحنه بازي بود
او ندانست
كه بازيگر بود قصه پايان ميخواست ................
عروسك نيستم شب زده مغرورم و ماه از من مي ترسد.
در نگاه شيشه اي جام.مستي سياهم و زمين برايم بي جاذبه است.
ستاره بي نامم و ابر دوست داشتني برادر من است نمي شود تكرار كرد
درخشش مردمك چشمم را هستم و نيستم.
ثانيه هاي صبور از دوريم بي تابند لحظه مي شوم
بازيچه تحقير دستهاي شما اما عروسك نيستم!!!!!!!!!!




گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» اعلام كرد فيلم غيراخلاقي كه گفته ميشد يك هنرپيشه در آن حضور دارد، شايعه تصويري است و بايد از هنرپيشه عذرخواهي شود.
سرپرست اين گروه تحقيقاتي در گفتوگو با ايرانيوز، تأكيد كرد: «فردي كه در فيلم ديده ميشود، شباهتهاي فيزيكي خاصي به شخص هنرپيشه واقعي دارد، اما آنها دو نفر هستند.»
وي توضيح داد: «در دو هفته اخير به دنبال انتشار فيلمي در يك وبسايت، شايعه حضور يك هنرپيشه در فيلمي غيراخلاقي مطرح شد و به دليل عدم وجود منبع موثقي جهت كسب اطلاعات صحيح در اين مورد، شايعات تازه ديگري نيز منتشر شد و با توجه به اهميت موضوع، گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» با هدف روشن شدن حقايق به بررسي تصاوير منتشر شده پرداخت.»
فيلم بررسي شده است
اين مقام «RESCUE SQUAD» كه خواست نامش فاش نشود، با بيان اين كه گروه تحقيقاتي مذكور در سال 81 تشكيل شده و تاكنون از طريق بررسي فيلمهاي مستند علتهاي حوادث غرق شدن دانشآموزان دختر در پاركشهر تهران و كشته شدن موتورسوار ركوردشكن در پيست استاديوم آزادي را روشن كرده است، درباره موضوع فيلم جنجالي اخير توضيح داد: «سيدي منتشر شده محتوي دو فايل تصويري با مدت زمانهاي 23 دقيقه و 40 ثانيه، و ديگري 2 دقيقه و 37 ثانيه با فورمت MPEG اما داراي Video Size متفاوت بود. پس از ترميم كيفيت تصاوير در كارگاه تدوين «RESCUE SQUAD»، حدود 85 فريم عكس از فيلم مورد نظر گرفته شد و در اختيار گروه بررسي قرار گرفت.»
سرپرست «RESCUE SQUAD» با اشاره به تشكيل گروهي از صاحبنظران و هنرمندان به منظور بررسي تصاوير، ادامه داد: «روزهاي يكشنبه و دوشنبه (هشتم و نهم آبانماه) به درخواست ايرانيوز فيلم و عكسها براي گروه هنرمندان نمايش داده شد كه پس از بررسي مواردي چون حالتهاي مختلف چهره و فرم اعضاي صورت فرد داخل فيلم و مطابقت آن با عكسهاي هنرپيشه واقعي، روز گذشته اعلام شد اين دو نفر به يكديگر شباهتهاي ظاهري زيادي دارند و در نتيجه حضور هنرپيشه در فيلم، صحت ندارد.»
سرپرست گروه تحقيقاتي «RESCUE SQUAD» با اشاره به اين كه طبق توافقات قبلي نام اعضاي گروه بررسي اعلام نميشود، تصريح كرد: «شباهت بيش از اندازه ميان شخص داخل فيلم و هنرپيشه واقعي، همه را در اشتباه فرو برد به طوري كه وقتي شايعه شده است شخص مشهوري در فيلم حضور دارد، به سختي ميتوان به بيننده ثابت كرد فردي كه در فيلم ميبينيد، آن هنرپيشه نيست. تأثير قدرت شايعه بر ذهن مخاطبان، آنها را وادار به قبول دروغ كرد اما اين در حالي است كه اگر شايعه حضور هنرپيشه مطرح نميشد، هر كسي هنگام تماشاي آن حتي متوجه شباهت اين دو نفر نيز نميشد.»
شايعهپراكني ممنوع است
اين مقام با بيان اين كه اكنون شايعه حضور هنرپيشه در فيلم، «غير واقعي» تشخيص داده شده است و نبايد باز هم به آن دامن زده شود، در عين حال انتشار شواهد و مدارك را به دليل رعايت مسايل اخلاقي ضروري ندانست و تأكيد كرد: «نتيجه تحقيقات اين گروه، يك نظريه علمي است و از امروز اگر شخصي بدون شاهد، مدرك يا دليل، بر خلاف اين نظريه ادعايي را منتشر كند، ماجرا از سوي «RESCUE SQUAD» پيگيري خواهد شد و فرد اظهارنظركننده بايد تا آخرين لحظه در مقابل ادعاي خود پاسخگو باشد.»
وي در پايان گفتوگو با ايرانيوز، گفت: «با توجه به اين كه عدهاي با با لذت و علاقه و خيال آسوده هر شايعهاي را ميپراكنند و افكار جامعه را به بازي ميگيرند، از اين پس گروه «RESCUE SQUAD» با شايعهپراكنيها، بهخصوص در ارتباط با فيلم اخير برخورد خواهد كرد.»
نظر شما چيه؟؟؟!!!!
اينا راست مي گن؟؟؟
نظر منو مي خواين بدونين مي گم خــودشـــه...ولي واسه گذشتشه مثلاً چند سال پيشتر
راستي اگه كليپشم بخواين مي تونم لينكشو واستون بذارم
خيلي متاسفم كه اين چنين جرياناتي تو كشور بوجود اومده
و باعث خراب شدن يه بازگير محبوب سينما شده .
ولي خوب هر كي اينكارو كرده خيلي آدم پستي بوده.
آخه گذشته آدما اونقد مهم نيست كه آيندشونو خراب كنه
منابع آگاه ازدستگیری متهم پرونده انتشارفیلم منتسب به هنرپیشه سریال نرگس خبردادند.
بگزارش البرزمتهم اصلی این پرونده پس ازانتشاراین تصاویرکه توسط CD وبرخی سایتهای اینترنتی پخش به دبی متواری شده بود.
این گزارش می افزاید: پس ازتشکیل پرونده توسط پلیس امنیت پایتخت موضوع به پلیس بین الملل (اینترپل) برای بازدداشت گزارش شد.
اینترپل بزودی فرددستگیرشده را تحویل پلیس ایران خواهددادتاروندقضایی روی این پرونده وی به اجرادرآید.
این مردمتهم به تصویربرداری به قصدانتشار,تکثیروتوزیع سی دی های فیلم خصوصی زهرا میرابراهیمی بازیگرجوان سریال نرگس است .
فیلمبرداری به قصدتولیدباتوجه به تصاویرمنتشره ازسوی این متهم تقریبایقینی شده ولی وی درخصوص تکثیروتوزیع این فیلم متهم بوده وموضوع هنوزبه اثبات نرسیده است .
پرونده قضایی این ماجرا دراختیارقاضی مرتضوی دادستان تهران است .
نمیشه باورم تویی
نه اینکه چشمای تو نیست
تو طاقتت نبود من
ببینی با چشمای خیس
قد تموم درد من
تو داشتی کهنه مر همی
دیروز بودی مرگ غم
امروز تولد غمی
از لب قصه ساز تو
مونده صدای دشمنی
تو همون عاشق منی؟

چه زود گذشت . . .
چه زود گذشت برای هم بودن وبرای هم سوختن
چه زود گذشت بی قراری دیدارمان
چه زود داستانت از درخشش نوازش به تیرگی
بی مهری عادت کردو لبخند غبار سایه سردی از جلوه بودنت را نشانم داد
چه زود نشانه کوچه باغهای خاطره را فراموش کردی
چه زود قرارمان را افت پژمردگی زد
چه زود در بیشه تو آهوی سرگردان من که به توپناه آورده بود رانده شد
چه زودبی قرار تنهایی شدیم و چه زود همراهیمان گذشت
چه زود گذشت بی قراری دیدارمان . . .
آه . . .
ای عشق من
18 بار به من اخم کردي، 17 بار از دستم خسته شدي، ولي 16 بار ديگه سعي کردم، و 15 جمله ي عاشقونه رو به 14 بار به 13 زبون دنيا و 12 لهجه و 11 روز و روزي 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم اما تو 8 بار قهر کردي، 7 بار صورتتو از من برگردوندي، و من 6 بار برات مردم، 5 بار قربونت رفتم، و 4 بار نازتو کشيدم، 3بار ناز کردي، و 2 بار جونم رو به لبم رسوندي، تا فقط 1 بار به من بگي: ( دوستم داري) پس بگو...
اينم ترجمه متن انگليسي پاييني كه خود معصومه زحمتشو كشيده.(جالبن مگه نه)
زندگي مثل نواختن ويلون توي جام و ياد گرفتن اونه، همينطور كه ادامه داره
حضرت آدم چه حس خوبي داشت وقتي يه حرفي ميزد ميدونست كه قبلا كسي اون حرفو نزده.
در زندگي دو چيز براي دستيابي وجود داره: اول اون چيزي بشي كه مي خواي و دوم اينكه از اون لذت ببري و فقط عاقلترين آدما به اون دمي مي رسن.
براي اينكه بزرگ بشي بايد تنها باشي.(البته برداشتاي ديگم ميشه كرد)
جايي كه همه چيز بده خيلي خوبه كه بدترو بشناسيم.
تويي سر پاييني هاي زندگيت(جايي كه زندگيت خوب پيش ميره)، با مردم خوب باش، چون توي سربالايي هام حتما ملاقاتشون مي كني.
انسان آزاد زاده شده ولي خيلي جاها توي بنده.
زمان يه معلم بسيار خوبه ولي متاسفانه بچه هاشو ميكشه.
اگر جوون مي دونست و اگر پير مي تونست ......
1.life is like playing the violin solo in public and learning the instrumentas one goes on.
2.what a good thing adm bad. when he said a good thing he knew nobody had said it before.hala baraye tanavo
3.there are two things to aim at in life:first,to get what you want,and after that,to enjoy it.only wisestof mnkind achieve the second.
4.to be adult is to be alone.
5.where every thing is bad,it must be good to know the worst.
6.be nice to peple on your way up because you will meet them on your way down.
7.man was born free,and everywhere he is in chains.
8.time is a great teacher,but unfortunately it kills all its pupils.
9.if young knew; if age could.
با تشكر مخصوص از معصومه جان
ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يكديگر و به نيت ازدواج يا ...
وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصيات رفتاري از مهمترين عواملي است كه ارتباط بين دخترها و پسرها را در جامعه ما توجيه مي كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستي مي دهند.
اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چيست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشي، عشق يا ...؟
روان شناسان معتقدند، ميل و كشش به جنس مخالف از نظر فيزيولوژي يك نياز طبيعي، فطري و رواني است. آنان مي گويند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولين نگاه و گرايش را به سوي جنس مخالف ابراز مي كنند. اما مرز اين كشش در هر فرهنگي تعريف شده است، براي مثال در جوامع غربي و ساير جوامع غير مسلمان ارتباط ميان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلي از اين ارتباط مورد پذيرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهاي مسلمان و برخي فرهنگها اين ارتباط محدود است و در مواردي به فضاي سياسي و اجتماعي جامعه بستگي دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ي ما چگونه است؟
در گذشته هاي نه چندان دور ارتباط بين پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پايين بود ارتباطات به شكل وسيع نبود، از اين رو كنترل بيشتري بر جوانان صورت مي گرفت، اما واقعيت اين است كه بسياري از جوانان امروز در ارتباط هاي خود به ازدواج فكر نمي كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسايل اقتصادي، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتي، فراگيري اطلاعات و دانش و پديده جهاني شدن كه مبتني بر ارزشهاي ديني نيست، احساس دو گانه اي را در اين نسل پديدار كرده است.
يك صاحبنظر در اين باره مي گويد: غرايز احساسي عاطفي و اخلاقي جوان برگرفته از فضيلت هاي نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالي و دستورات حيات بخش اسلامي مي تواند مورد سنجش عميق قرار گيرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ايران طلب مي كند، مسلماً آشفتگي ها و نابساماني هاي غربي نيست. وظيفه ي والدين ، مربيان و مسئولان است كه در زمينه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعي آنان را مدنظر قرار دهند و بر اين محور كه بسيار حساس و پيچيده است، برايشان تعيين تكليف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحيح را به جوان آموزش ندهيم، غرايز جواني او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بيراهه بكشد.
اما آيا ارتباط بين دو جنس هميشه به پيوندهاي عاطفي و صميمانه منجر مي شود؟ آيا اين نوع ارتباط نمي تواند به زمينه هاي علمي، فرهنگي و ... محدود باشد؟ يك صاحبنظر در اين باره مي گويد:
«از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه اي نسبت به اين مسئله وجود دارد، نتوانسته ايم به تعريف قابل قبولي در اين باره برسيم به همين دليل نوع نگاه به دو جنس مخالفي كه كنار يكديگر قرار مي گيرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نيت همراه است و به معناي ناخوشايند موضوع يعني دوست دختر و پسر تعبير مي شود. در حالي كه مي توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با يك غير همجنس در صورتي كه بر محوري صحيح انجام گيرد، شايد حتي مزيت اخلاقي و اجتماعي و شخصيتي براي او و جامعه در برداشته باشد.»
چرا ارتباط ناسالم
برخي كارشناسان تربيتي تحليل اينگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدوديت هاي غير منطقي به جوانان نسبت مي دهند و مي گويند كه وقتي جوان عرصه را بر خود تنگ ببيند و نتواند خود را از نظر عاطفي و اخلاقي با محيط تطبيق دهد و مربيان، معلمان و برنامه ريزان نهادهاي آموزشي و تربيتي نيز نتوانند به احساسات و تمايلات منطقي و احساسي او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه مي برد و سعي مي كند چيزهايي را كه طي سالهاي زندگي از او دريغ شده است به هر ترتيب ممكن حتي با هنجارشكني به دست آورد.
عده اي نيز تنگناهاي اقتصادي ، گسترش ارتباطات، فردگرايي و بي تفاوتي به ارزش ها را دليل اين گونه رفتارهاي اجتماعي مي دانند و معتقدند اين دلايل موجب شده بسياري از جوانان امروزي نسبت به ازدواج ديد مثبتي نداشته باشند و به نوعي از زير مسئوليت تشكيل خانواده شانه خالي كنند. يك روان شناس در اين باره مي گويد:
«متأسفانه مشكلات مالي و تصويب قوانيني كه به نوعي حقوق زنان را در جامعه تضمين مي كند از عواملي است كه موجب شده پسران زير بار ازدواج نروند. از سوي ديگر بسياري از جوانان در اين زمانه ترجيح مي دهند خوش باشند. از اين رو به ازدواج با نگاه منفي مي نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نيازمندند و رفع نيازهاي عاطفي و احساسي آنان در حال حاضر از طريق ازدواج به سختي امكان پذير است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستيم.»
اين روان شناس دليل اين گونه نگرش نسل جديد به ارزشها را بي توجهي مسئولان به نيازهاي جوانان مي داند و مي گويد:
«از آنجا كه در موقع بحران نتوانستيم مسائل روز را به موقع هنجاريابي كنيم اغلب جوانان امروزي اين حق را براي خود قائل شده اند كه به سوي رفتارهاي فرد گرايانه گرايش يابند و هنجارهاي اجتماعي را ناديده بگيرند.»
وي سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقي، رواج بي بندوباري، پريشاني و بي ثباتي احساس و عواطف را از عواقب بي حد و حصر ارتباط جنس ها نام مي برد و مي گويد:
«اگر اينگونه ارتباطات به عادت تبديل شود ديگر چيزي به نام هسته يا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا مي رود، جنس ها نسبت به هم بي اعتماد و بي تفاوت مي شوند و در نهايت خانواده اي شكل نمي گيرد و به اين ترتيب شاهد گسترش بسياري از مسايل رفتاري، ناهنجاري هاي اخلاقي و حتي بهداشتي در جامعه خواهيم بود. اينجاست كه نقش كارشناسان علوم ديني و تربيتي در هنجاريابي و جايگزيني هنجارهاي متعادل و مرام تربيتي صحيح و متعالي كه مورد پذيرش خانواده، فرد و نهادهاي اجتماعي باشد روز به روز آشكارتر مي شود.
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم ...
و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم ...
بگذار آن را من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست داری ...
ای خدایی که همه دلها به نام تو آغاز می شود و همه عشقها از نگاه تو سرچشمه می گیرد!
ای خدایی که واژه ها را آفریدی و به درختان توفیق دادی که مداد بشوند به کاغذها همنشینی با شعر ها را عطا فرمودی!
ای خدایی که برای خوشبختی دریاها باران را دمادم فرو فرستادی و به خاطر گل روی خورشید به کوه ها گفتی هرگز راه نروند!
یک روز دروازه های ابدیت را به روی من باز کن . بگذار دمی در کوچه های بهشت بیاسایم!
ای خدایی که سراغت را از شمعها می توان گرفت و ستاره ها به شوق تو می درخشند!
ای خدایی که همه آلاله ها تو را می خوانند و همه جاده ها دوست دارند به تو ختم شوند!
روح مرا مثل پر پروانه ها زیبا کن و مرا در میان گرگهای نفس و گناه تنها مگذار!
ای خدایی که از تمام باغها زیباتری و زیبایی آفرینه ها را دوست داری!
ای خدایی که گلها را همسایه دائمی من قرار دادی تا روزهای خوشبوی ازل را فراموش نکنم!
ای خدایی که هر روز و هر شب پشت پلکهایم می آیی و چشمهایم را با خود به ملکوت می بری!
دلم را مالامال از عشق آینه ها کن و ابرهای مسافر را به سوی باغچه ام بفرست!
مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون هميشه مايه خجالت من بود اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پختيك روز اومده بود دم در مدرسه كه منو با به خونه ببره خيلي خجالت كشيدم . آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه ؟ روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد و گفت مامان تو فقط يك چشم داره فقط دلم ميخواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم . كاش زمين دهن وا ميكرد و منو .. كاش مادرم يه جوري گم و گور ميشد... روز بعد بهش گفتم اگه واقعا ميخواي منو بخندوني و خوشحال كني چرا نميميري ؟اون هيچ جوابي نداد.... دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداشته باشم سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم ،اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خريدم ، زن و بچه و زندگي... از زندگي ، بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من اون سالها منو نديده بود و همينطور نوه ها شو وقتي ايستاده بود دم در بچه ها به اون خنديدند و من سرش داد كشيدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بياد اينجا ، اونم بي خبر سرش داد زدم :چطور جرات كردي بياي به خونه من و بجه ها رو بترسوني؟ گم شو از اينجا! همين حالا اون به آرامي جواب داد :اوه خيلي معذرت ميخوام مثل اينكه آدرس رو عوضي اومدم و بعد فورا رفت و از نظر ناپديد شد . يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور براي شركت درجشن تجديد ديدار دانش آموزان مدرسه ولي من به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم . بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قديمي خودمون ؛ البته فقط از روي كنجكاوي .همسايه ها گفتن كه اون مرده. اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه بدن به من اي عزيزترين پسرم ، من هميشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بيام تورو ببينم وقتي داشتي بزرگ ميشدي از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم .آخه ميدوني ... وقتي تو خيلي كوچيك بودي تو يه تصادف يك چشمت رو از دست دادي به عنوان يك مادر نمييتونستم تحمل كنم و ببينم كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم بنابراين مال خودم رو دادم به تو براي من اقتخار بود كه پسرم ميتونست با اون چشم به جاي من دنياي جديد رو بطور كامل ببينه با همه عشق و علاقه من به تو، مادرت |
زیبا ترین قلب
به نام حق
.
پيرمرد.....زمان
«عشق خود را با گفتن من به شما اعتماد دارم ابراز نمایید»
شما در نوع خود بی نظیرید
هیچ وقت کسی کاملا شبیه شما وجود نداشته ونخواهد
داشت با وجود این یک چیز مشترک بین شما و دیگران
وجود دارد و آن احتیاج به احساس مورد نیاز بودن و
دوست داشته شدن است و این تمایلی است که به همه
داده شده همچنین همه ما در زندگی اهداف متفاوتی داریم
و برای رسیدن به اهدافمان از استعداد های بینظیر و
منحصر به فردی برخورداریم با وجود این یک هدف
مشترک میان شما و دیگران وجود دارد و آن ابراز
عشق به دیگران است و اینکه به آنها کمک کنید تا
احساس کنند مهم هستند شما استعداد آن را دارید تا با
گفتن من به شما اعتماد دارم عشق خود را به دیگران ابراز نمایید.